عاقبت هم سهم دردت را چنین پرداختم
با گریزی سوی "رفتن" روی "ماندن" تاختم
اَبر بودم رعد غربت زد که بارانم گرفت!
بی تو از افلاک خود را روی خاک انداختم
بعد تو با هر چه ماتم پای حسرت سوختم
بعد تو با هر چه ماتم پای غربت ساختم
این قمار از ابتدا بر درد و من غافل از آن
بر خیالم "بُردم" امّا در حقیقت "باختم"
هر چه در آیینه ها دیدم فقط بیگانه بود
بعد تو حتی خودم را ذره ای نشناختم ...
امین پوررجب
امین پوررجب-غزلخانه...ما را در سایت امین پوررجب-غزلخانه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 60