به خود گفتم که برگی می طراوت در خزان
کویری اَم که با دستی چنان دریای خشک
دعا کردم که بارانی بگیرد آسمان
شدم آن کوه آرامی که در ظاهر خوش است
ولی جاری به قلبش می شود آتشفشان ...
شکارم را نشانی می کنم امّا چه سود
که هرگز هیچ تیری را ندارد این کمان
نبردی در خودم با عقل و دل سر می شود
هراسان مانده در این عقل و قلبم یک زبان ...
امین پوررجب
امین پوررجب-غزلخانه...
ما را در سایت امین پوررجب-غزلخانه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 41